پیدا





آیه۴۶سوره سبا و مداحان

درخواست حذف اطلاعات

«قُل إنَّما أَعِظُکُم بِواحِدَة أَن تَقُومُوا لِلّهِ مَثنی وَ فُردی…؛ [ای !] بگو: شما را تنها به یک چیز اندرز می دهم و آن اینکه: دو نفر دو نفر و یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید…» (سوره سباء، آیه 46) این آیه ارجمند قرآن پیام جالبی را در خود نهفته دارد. در این آیه، عصاره پیام آسمانی خداوند در یک مطلب خلاصه شده است «قیام برای خدا». اساساً حاصل سخن دین به انسان این است که: وضع موجود زندگی تو مطلوب نیست، وضع مطلوب آن چیزی است که باید تلاش و حرکت کنی و با اراده و اقدام خود به آن برسی، ا یر(جوهر) این دعوت آن است که همیشه کانون توجه انسان در تمام مراحل زندگی، در ظاهر و باطن، مبدأ و مقصد بیکران هستی و خدای متعال که کمال مطلق و پایان ناپذیر است باشد. عناصری که در این آیه شریفه مورد توجه قرار گرفته است به اشاره بررسی می شود: 1. جمله «اعظکم؛ شما را اندرز می دهم.» در حقیقت بیانگر این واقعیت است که خیر و صلاح شما را در نظر دارم و نه هیچ چیز دیگر را. 2. تعبیر به «واحدة؛ تنها یک چیز» به ویژه با تأکید «انّما» ناظر به این واقعیت است که ریشه تمام دگرگونی ها، اصلاحات فردی و اجتماعی حرکت در راه خدا و سپس به کار انداختن شه هاست. هنگامی که افکار بیدار شد و غفلت ها از شه و جان انسان ها رخت بربست، سرمایه های مادی و معنوی آن جامعه، بیهوده از میان نمی رود. 3. واژه «قیام» در این جا به معنی ایستادن نیست، بلکه به معنی آمادگی، داشتن انگیزه، اراده، تصمیم و اقدام برای انجام کار است. 4. انگیزه ها ارزش ی انی ندارند. برخی انگیزه ها از محدوده خود خواهی ها و خود پرستی های فردی عبور نمی کنند. در این میان انگیزه هایی نیز وجود دارند که از سطح خودیت فردی گذشته و به هستی بیکران و مبدأ بی انتهای وجود پیوند می یابند علی بن طالب (ع) در شکوه ای که از یاران کوته نظر خود دارد، آنان را مورد نکوهش قرار می دهد. علی (ع) آنها را برای خدا و برای رساندن به قله های معنویت می خواهد، ولی آنان علی (ع) را در قلمرو خواست های دون مایه خویش می جویند. «انی اریدکم للّه وانتم تریدوننی لانفسکم؛ همانا من شما را برای خدا می خواهم، در حالی که شما مرا برای خودیت های حقیر خویش می جویید.» (نهج البلاغه؛ خطبه 136) از همین روی در آیه شریفه، این قیام را مقید به «اللّه» می داند و چنین انگیزه ای را منشأ برکت، سعادت و رستگاری آدم و ثمر بخش می شمارد. 5. همچنین در این حرکت و قیام خ ، حرکت انفرادی انسان منشأ تکامل وی نخواهد بود، بلکه این تکاپو هنگامی به برتری نفسانی وی منتهی می شود که با حفظ هویت فردی خویش، خود را با دیگران و هم فکر و دل سوز آنان بداند. از همین روی است که در ادامه می گوید: «مَثنی وَ فُرادی»